سریال Healer (شفا دهنده) رو حتماااااا ببینید. عااااالیه. از اون سریالای معتاد کننده است. من که در حال حاضر وحشتناک عاااشقشم. البته فکر نکنید هنری و این حرفاستا! اصلاً. کاملا کلیشه ای و با سوژه هاییه که تا بحال بارها و بارها در سریالها و فیلمها (کره ای و غیر کره ای) تکرار شدن. اما کی گفته کلیشه چیز بدیه؟ وقتی پرداخت به یک داستان کلیشه ای با نویسندگی خیلی خوب و بازی هنرپیشه هایی که کمیستریشون در حد انفجاره همراه بشه حاصلش سریالی میشه که بیش از حد سرگرم کننده است و شما رو ساعتها جلوی تلویزیون میخکوب می کنه... گاهی شما رو از ته دل می خندونه، گاهی باعث میشه مثل یک آدم عاشق مثل دیوونه ها فقط لبخند بزنید، گاهی اشکتون رو در میاره و گاهی هم مثل الانِ من قلبتون رو از استرس روزها به تالاپ تولوپ میندازه. هنوز 4 قسمت از این سریال مونده و من واقعا نمی دونم قلبم توانایی این همه استرس رو می تونه داشته باشه یا نه! اگه تا دو هفته دیگه هیچ خبری از من نشد بدونید که در اثر فشار ناشی از انتظاربرای قسمتهای جدید این سریال قلبم منفجر شده!
نمایش پستها با برچسب چرت و پرت. نمایش همه پستها
نمایش پستها با برچسب چرت و پرت. نمایش همه پستها
۱۳۹۳ بهمن ۱۰, جمعه
۱۳۹۳ خرداد ۲۹, پنجشنبه
۱۳۹۳ خرداد ۲۴, شنبه
باز هم عکسهای پشت صحنه سریال چشمان فرشته :)))
۱۳۹۳ اردیبهشت ۱۷, چهارشنبه
هنرپیشه های کره ای دوباره در کنار هم
این روزها خیلی بین هنرپیشه های کره ای مد شده
که با همبازیهای قبلیشون دوباره بازی کنن. اول " ای دا هه " و " ای
دونگ ووک" رو داشتیم که نه سال بعد از نقشهای به یاد موندنیشون در سریال
" دختر من " دوباره امسال در سریال " هتل کینگ" با هم بازی می
کنن. حالا هم قراره " ای جونکی" و " نام سانگ می" که قبلاً در
سریال " زمان بین سگ و گرگ " با هم همبازی بودن در سریال جدید شبکۀ KBS به اسم " تفنگدار چوسان"
دوباره با هم بازی کنن و بعد از اون هم قراره " جانگ هیوک" و "جانگ
نارا " بعد از ده سال دوباره با هم در یک سریال کمدی رمانتیک به اسم "مقدرشده به دوست داشتن تو" (Fated
to love you) بازی کنن. این دو نفر
قبلا در سریال " موفقیت یک دختر سرزنده" با هم همبازی بودن.
این اخبار من رو به فکر واداشت که ببینم از بین
این همه سریال که دیدم کدوم زوج رو دوست دارم دوباره با هم ببینم.
۱۳۹۳ اردیبهشت ۶, شنبه
عکسهای پشت صحنه سریال چشمان فرشته
بالاخره بعد از دو هفته انتظار طولانی امشب قسمت پنجم سریال " چشمان فرشته" پخش میشه (هفته پیش به خاطر حادثه غم انگیزی که برای کشتیشون اتفاق افتاد پخش نشد :((( ) و من بی نهایت خوشحالم که در عرض چند ساعت بالاخره می تونم این شخصیتهای دوست داشتنی رو دوباره ببینم. برای اینکه این صبر کردن یه کم آسونتر شه یه سری از عکسهای پشت صحنه این سریال روبراتون اینجا میذارم. یعنی اینها حتی تو پشت صحنه هم به همون اندازه تو فیلم ناز و با نمک هستن. عاااااشقشونم!
۱۳۹۳ فروردین ۱, جمعه
۱۳۹۲ بهمن ۱۱, جمعه
۱۳۹۲ بهمن ۸, سهشنبه
کیم بوم یا کیم تان ، مساله اینست!
امروز که داشتم توی وبلاگهای سریالهای کره ای چرخ می زدم به یک خبری برخورد کردم که به نظرم خیلی جالب بود. نمی دونم چقدر دنیای هنرپیشه های کره ای رو دنبال می کنید و چقدر براتون جالبه که بدونید کی با کیه و کی کیو دوست داره! من خودم به شخصه از این خبرهای عشقولانه خیلی خوشم میاد. بنابراین چند ماه پیش وقتی که خبر رسید که " کیم بوم " و " مون گون یانگ " سر صحنۀ فیلمبرداری سریال " الهه آتش" عاشق همدیگه شدن و با هم هستن خیلی خوشحال شدم. حالا من سر پیاز بودم یا ته اون خدا می دونه!!
من برگشتم! تقریباً...!
دوستای خوب و گل و مهربون و دوست داشتنی و عزیزم
سلام. من دوباره برگشتم. البته نه کاملاً ! ببخشید که یکماه کامل اینجا رو ول کردم و هیچی نگفتم. دیگه خودتون که خبر دارید از اوضاع ...
راستش مادربزرگم متاسفانه هنوز خوب نشدن و توی بیمارستان هستن و ما هم نمی دونیم که آیا هیچوقت می تونن دوباره خوب بشن یا نه... دیگه همه چیز رو سپردیم دست خدا...زندگی همینه دیگه...
می خواستم از همتون بخاطر این مدت ، بخاطر پیامهای محبت آمیزتون و همۀ خوبیهاتون تشکر کنم و ازتون معذرت می خوام که نتونستم جواب پیامهاتون رو بدم. از همۀ ناشناسها :) ، هفته ای دو الی سه بار، منا ، طرلان ، سانی 69 و مینای عزیزم یک دنیا متشکرم که همیشه به من لطف دارن.
به هر حال من دیگه سعی می کنم که حداقل هفته ای یک بار اینجا رو به روز کنم.
بازم مرسی از همتون
۱۳۹۲ آبان ۱۷, جمعه
چویی یونگ دو : ضد سندروم شخصیت نقش دوم
همه ما طرفدارای سریالهی کره ای می دونیم که هیچ سریال کره ای بدون مثلث عشقی وجود نداره. در همه مثلثهای عشقی فرد نقش دوم ، یعنی کسی که در آخر به دختر داستان نمی رسه فردی بی نهایت مهربون ، دوست داشتنی و فوق العاده است که حاضره بمیره ولی یک مو از سر عشقش کم نشه . اون کسیه که همیشه همراه دختر داستانه ، در همه حال مراقبشه و برای اون هر کاری می کنه . حاضره غرور خودش له بشه ولی یه قطره اشک از چشم اون نریزه...اون کسیه که ما رو عاشق خودش می کنه و در نهایت قلبمون رو براش تیکه تیکه می کنه...
اما در سریال وراث از این خبرا نیست . شخصیت نقش دوم ما یک عوضی به تمام معناست . اون خیلی خشنه ، بدون دلیل بقیه رو اذیت می کنه و نه تنها از دختر داستان مراقبت نمی کنه ، بلکه خودش عاملیه که زندگی اون دختر رو غیر قابل تحمل می کنه . اون حتی عمدا باعث زمین خوردن دختر میشه . معرفی می کنم : " چویی یونگ دو : ضد سندروم شخصیت نقش دوم !"
۱۳۹۲ آبان ۱۰, جمعه
نامه ای به کیم تان !
کیم تان عزیز
سلام . امیدوارم که خوب و خوش باشی . می دونم مشکلات زیادی توی زندگیت داری : داداشت دوستت نداره ، بابات به احساساتت توجه نمی کنه ، مامان واقعیت توی شناسنامه ات مامانت نیست ، بهترین دوستت حالا بزرگترین دشمنته و دختری که دوستش داری خیلی فقیره ... اما هر چی سعی کردم که چیزی نگم تا بیشتر از این غصه نخوری نشد .
می دونی برای من خیلی سخت بود که مغزم رو خاموش کنم که هر بار تو توی صحنه هستی جیغ نزنه که اصلاً شبیه یه پسر 18 ساله نیستی ولی دیگه چشمم رو که نمی تونستم خاموش کنم ! واقعاً هدفت از پوشیدن این لباسهای زشت و وحشتناک چیه ؟ شاید یکی از دلایل مشکلاتت همین لباس پوشیدنت باشه . شاید داداشت خجالت می کشه تو رو با این لباسها توی شرکت ببره ، شاید بهترین دوستت خسته شده بوده بس که هر جا باهات می رفته همه بهتون می خندیدن . تو این طور فکر نمی کنی ؟
مثلاً چرا اینجا یه لباسی پوشیدی که با پارچۀ رو میزی دوخته شده ؟
۱۳۹۲ شهریور ۲۳, شنبه
۱۳۹۲ شهریور ۱۲, سهشنبه
بهترین زوجهای سریالهای کره ای
تا حالا به عاقبت زوجهای سریالهای کره ای فکر کردین ؟ مثلاً با خودتون فکر کردین که بعد از اینکه همۀ مشکلاتشون حل شد و به هم رسیدن چه اتفاقی براشون میفته ؟ آیا می تونن همیشه همدیگه رو دوست داشته باشن یا اینکه عشقشون زود فروکش می کنه ؟ اصلاً بعداز این که به هم رسیدن چقدر با هم تفاهم دارن ؟ اصلاً علاقۀ مشترکی بینشون هست که بتونن با هم در موردش صحبت کنن یا با هم انجامش بدن ؟ مثلاً " سو اون گی " و " کانگ ما رو " از سریال مرد خوب رو در نظر بگیرین. " مارو " قبلاً عاشق نامادری " اون گی " بوده . بعد تصمیم می گیره برای گرفتن انتقام از عشق سابقش از " اون گی " سوءاستفاده . بعد با هم تصادف می کنن . یکیشون حافظه اش رو از دست میده ، یکیشون دچار هماتوم میشه ... حالا این دو نفر با این تاریخچۀ درب و داغونشون چطوری می تونن با هم یک رابطۀ سالم و عاشقانه داشته باشن ؟ نه واقعاً ؟ ( البته این سریال یکی از بهترین سریالهاییه که من دیدم ولی خوب این زوج به هیچ وجه زوج ایده آلی نیستن ...) اما خب یک سری از زوجها هم هستن که بقدری رابطۀ محکمی دارن که شما مطمئنید هرگز از هم جدا نخواهند شد و تا ابد این رابطۀ شیرین خودشون رو حفظ خواهند کرد. اینها همون زوجهایی هستن که در درجۀ اول دوست همدیگه ان ، منظورم این نیست که دوست دختر یا پسر همدیگه ان ، منظورم اینه که رابطۀ دوستیشون خیلی عمیقه. اونها علاوه بر اینکه عاشق همدیگه هستن بهترین دوست هم هم هستن. اینها همون زوجهایین که باعث میشن ما دلمون بخواد عاشق شیم ، همونهایی ان که به ما امید میدن که توی این دنیایی که پر از دروغ و بدی و خشم و نفرته، هنوز هم عشق واقعی وجود داره ... اینها بهترین زوجهای سریالهای کره ای هستن :
۱۳۹۲ خرداد ۲۷, دوشنبه
سلام ، آنیانگ ها سه یو ، های ، هِلو ، نی ها ...!
![]() |
| هه!انتظار که نداشتین که بعد از مدتها که برگشتم یه عکس بجز عکس پسر دوست داشتنیم بذارم،نه؟:) |
سلام دوستای نازنینم
راستش من واقعاً نمی دونم چه جوری باید شروع کنم.نزدیک به 4 ماه اینجا رو کامل ول کرده بودم (ببخشید ،ببخشید، ببخشید ) ولی خب واقعاً دست خودم نبود. قبلاً هم گفته بودم که یه مشکلی دارم که خیلی اذیتم می کنه و خب این مشکل توی چند ماه اخیر خیلی داغونم کرده بود... به قول آقای همساده : " داغونما ! له له!"بارها و بارها خواستم دوباره بیام و یه چیزی بنویسم ولی نمی تونستم.امروز هم یکی از همون روزها بود. از عصر تا حالا هی به خودم میگم بلند شو برو وبلاگ رو آپدیت کن ولی هی نتونستم تا اینکه بالاخره عزمم رو جزم کردم وحالا نشستم پای کامپیوتر و دارم بعد از مدتها یک پست جدید می نویسم.
۱۳۹۲ فروردین ۳, شنبه
بهترین ترانه ها و موسیقی سریالهای کره ای
یکی از مهمترین قسمتهای یک سریال موسیقی استفاده شده در اونه. موسیقی انقدر مهمه که می تونه یک سریال بد رو به یک سریال خوب یا بر عکس تبدیل کنه. می تونه اشک شما رو در بیاره ، شما رو بخندونه ، بترسونه یا عاشق کنه... تهیه کننده های سریالهای کره ای هم کاملاً به این مساله واقفن و معمولاً بیشترین تلالشون رو برای استفاده از تاثیر گذارترین موسیقیها انجام میدن. اینجا من می خوام 10 تا از بهترین ترانه ها و یا موسیقی متن سریالهای کره ای رو معرفی کنم (البته این فقط سلیقۀ منه).شما می تونید تقریباً همۀ این آهنگها رو از سایت 4shared با پسوند .com دانلود کنید.من اینجا فقط می تونم کلیپهای یو تیوب اونها رو بذارم. امیدوارم خوشتون بیاد.
۱۳۹۲ فروردین ۱, پنجشنبه
سریالهای کره ای که اشک شما رو در میارن
![]() |
| این عکس هیچ ربطی به این پست نداره!هاهاها! |
اولاً عید همگی مبارک! امیدوارم امسال برای همه تون سالی باشه پر از شادی،سلامتی، موفقیت ، سریالهای کره ای و البته شیرینا!:)
ثانیاً همونطوری که می دونید من این 2 ماه اخیر خیلی حال و روز خوبی نداشتم ( نمی دونستید؟ من این همه توی همۀ پستهام این رو جار زدم و سعی کردم خودمو حسابی لوس کنم!چطور نمی دونستید؟!!) برای همین اصلاً حال و حوصلۀ هیچ سریالی رو نداشتم و بجز گل پسر همسایه هیچ سریالی رو نگاه نکردم.از این سریالهای در حال پخش هم بجز " آن زمستان باد می وزد " دلم نمی خواد هیچکدوم رو ببینم...این چند هفتۀ اخیر گاهی که وقت می کردم می نشستم و یکی از اون سریالهایی که قبلاً دیده بودم و حسابی باهاشون اشک ریخته بودم رو نگاه می کردم و دوباره باهاشون های های گریه می کردم! یه جور مازوخیسم دارم من!!بعد دیدم چطوره حالا که هیچ چیز جدیدی ندیدم که درباره اش بنویسم بشینم در مورد این سریالهای گریه دار بنویسم. این هم شد نتیجه اش.این پست اختصاص داره به 5 تا از سریالهایی که 100 درصد اشک شما رو در میارن.البته همۀ سریالهای کره ای یه جایی اشک شما رو در میارن اما این سریالهایی که من اینجا معرفی می کنم به یکی دو قطره اشک راضی نمیشن!شما برای هر کدوم از اینها حداقل 2 لیتر از آب بدنتون رو از دست میدین!
۱۳۹۱ اسفند ۱۸, جمعه
تولد یک سالگی وبلاگ
یک سال از زمانی که من اولین پست بلاگ خودم رو نوشتم می گذره.اون موقع اصلاً فکر نمی کردم که بتونم بلاگ بنویسم.فقط بخاطر دل خودم و بخاطر اینکه سریالهای کره ای رو خیلی دوست داشتم این کار رو شروع کردم.هر روز با شوق و ذوق توی خبرهای سریالها می گشتم و عکساشون رو می گرفتم و اینجا میذاشتم.هر شب حد اقل یه قسمت از یه سریال رو نگاه می کردم و بعدش توی ذهنم اون رو کامل کالبدشکافی می کردم تا بتونم در موردش اینجا بنویسم.همین جور الکی الکی نوشتم و نوشتم تا اینکه یه روز دیدم یه نفر برام کامنت گذاشته . اون روز داشتم توی آسمونا پرواز می کردم! یه نفر نوشته های من رو خونده بود و از اونا خوشش اومده بود.واقعاً یه نفر از نوشته های من خوشش اومده بود؟؟!! باورم نمی شد. اون روز به همۀ دوستام و خانواده ام در مورد اون یه نظر گفتم و تا شب از ذوق نمی دونستم چه کار کنم...
۱۳۹۱ اسفند ۴, جمعه
من برگشتم!
این چند هفتۀ گذشته برای من مثل جهنم بود.جهنمی که هر چی سعی می کردم نمی تونستم از اون خارج بشم .بنابراین من هم راحت ترین کار ممکن رو انتخاب کردم : "تسلیم شدن". تسلیم شدن کار خیلی راحتیه.شما هیچ تلاشی لازم نیست بکنید.فقط خودتون رو غرق در غم و غصه می کنید. شب وروز،روز و شب. اما چیزی که آدم نمی دونه اینه که با تسلیم شدن و شبانه روز احساس تاسف کردن هیچ چیزی درست نمیشه.شما فقط خودتون و اطرافیانتون رو داغون می کنید.این نتیجه ایه که من بعد از چند هفته اشک ریختن بهش رسیدم و حالا تصمیم گرفتم خودم رو از این جهنمی که برام درست شده و خودم هم آتیشش رو بیشتر کردم بیرون بکشم...یکی از چیزایی که همیشه روحیه ام رو بهتر می کرد نوشتن توی وبلاگم بود برای همین در اولین قدم تصمیم گرفتم دوباره نوشتن توی وبلاگ رو شروع کنم.همچنین می خوام از چند نفر از دوستای عزیزم توی وبلاگ که توی این چند هفته من رو فراموش نکردن و با کامنتهای مهربونشون خیلی به من انرژی دادن تشکر کنم: roghi nahal,razi nahal ، طرلان و گلسای عزیزوهمچنین کسانی که به عنوان ناشناس برام کامنت گذاشتن.مرسی که همیشه انقدر به من لطف دارید.دوستتون دارم یه عالمه :)
۱۳۹۱ بهمن ۱۳, جمعه
اشتراک در:
پستها (Atom)



















